طلوع عشق |
هلینا |
What Are You (How Cruel Are You) Is It Not Enough That You Hurt Me? Have Pity. How Cruel Are You? Why My Love, Is It So Easy For You To Bring Me To Tears. And Why Do I Accept That You Hurt Me When My Soul Is Part Of You. And Why Am I Acctepting This Torment At Your Hands? If This Is Love, My Misery Is From It And If I Am To Blame, I Cannot Say Never Again. And If It Is My Lot To In Live Torment I Shall Live In Torment Have You No Pity? Have You No Shame That You Cheat Me Knowing The Love I Have For You. Is It Not A Shame, The Passion And The Years And Longing That I Am Living For You? Was The Love Lost Completely? Or Has It Been A Game? Was The Love And Tenderness And My Heart And Falth In You All Lost? Have You No Pity? +نوشته شده دریکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 21:17 توسط هلینا | سکوت عجیبی دارد اینجا دیگر تنها مانده ام و خیال بودنت خنده هایت و نوشتهایی که..... با خود چه کرده ای!؟ با من چه کرده ای؟! دلم برایت تنگ می شود وقتی می خوانمت وقتی بلند بلند می خوانمت تنهایی عجیب است ..دیوانه ام می کند گاهی وقتی می دانم دیگر برق چشمانت را توان دیدن نیست... کاش اینجا بودی .. درست روبروی من! سکوت می کردیم و در آن سکوت می خواندیم همدیگر را! برای کسی که مثل خون تو رگهامه..! +نوشته شده دردوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 21:30 توسط هلینا | هر جا که می روی مرا نیز با خود ببر.... +نوشته شده درچهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:20 توسط هلینا | | صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين فروردین 1387 آبان 1386 مرداد 1386 پيوندها تـنها ترین رهگـذر باران عشق مـــصـــطـــفـــی جـــان حــــنـــوش زيبايى های عشق دختری از جنس باران طراح قالب ? پشتيباني بلاگــــفا.كـام RSS |